مرتضى راوندى

463

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

فارسى بوده است . امروز هم با كمال تأسف بايد بگوئيم كه در ادبيات ما محصول رمان اندك است و نمونه‌هايى كه هست چندان برجسته و درخشان نيست كه بتوان به بقاى آن اميد داشت ، يعنى دربارهء آنچه كه امروز به وجود مىآيد ، نمىتوان به يقين گفت كه تا ده بيست سال ديگر باز خواننده خواهد داشت و اكنون بايد چشم به راه نويسندگان آينده باشيم . داستان كوتاه در آغاز پديد آمدن خوش درخشيد : نخست جمال‌زاده نمونه‌هاى خوب از داستان كوتاه به وجود آورد ، سپس صادق هدايت استادى و زبردستى خاصى در اين رشته نشان داد چنان كه نه ميان همزبانان خود ، بلكه پيش ديگران هم قدر و مقامى يافت . چند نويسندهء ديگر نيز هر يك در حد خود و به شيوهء خويش و در نوشتن داستان كوتاه ذوق و هنرى آشكار كردند ؛ اما رونق اين بازار نيز چندى است كه به كساد مىكشد و ديريست كه شهسوار تازه‌اى در اين ميدان به جولان نيامده است . اما نمايش‌نويسى از صد سال پيش با ترجمهء آثار آخوندزاده به دست ميرزا جعفر قراجه داغى آغاز شد و پس از او ميرزا ملكم خان در اين رشته آثارى به وجود آورد . از آغاز حكومت مشروطه به بعد ، جمعى صاحب ذوق و صاحب هنر در نوشتن نمايشنامه و بازى كردن آن شور و شوق فراوان نشان دادند و فداكارى كردند . تكامل اين هنر ، به خصوص در قسمت نمايشگرى آن ، بسيار تدريجى بود و به دشوارى انجام مىگرفت . همهء پيشرفتهايى كه در اين فن حاصل شد ، نتيجهء كوشش اهل هنر بود ، و گرنه در آن دوره هنوز جامعه براى تشويق اين هنر استعدادى نشان نمىداد و زمينهء اجتماعى رشد و تكامل نمايش وجود نداشت . هنرمندان متعدد در اين كار رنج بردند و هريك به نوبهء خود هنر نمايشگرى را رونقى بخشيدند . اما همهء اين كوششها فردى بود ، اگر نقصى در كار بعضى از اين هنرمندان وجود داشت ، جز خود ايشان كسى بدان توجه نمىكرد ، و اگر كمالى داشتند تنها خود ، آن را درمىيافتند و خرسند مىشدند . وظيفهء اين هنرمندان بسيار دشوار بود ، مىبايست در راهى ناهموار به پيش بروند ، راه را هموار كنند ، ديگران ، يعنى جامعه را نيز در پى خويش بكشانند و رهبرى كنند . فن نمايش به اين طريق با دشوارى و كندى فراوان پيش رفت ؛ اما پيش از آنكه چه در موضوع نمايش يعنى آنچه كار نويسنده است ، و چه در نمايشگرى يعنى وظيفه‌اى كه به عهدهء كارگردان و صحنه‌ساز و بازيگر قرار دارد كمالى به وجود بيايد و نمونهء بديع و بىنقصى عرضه شود ، ناگهان رو به انحطاط رفت .